بایگانی برچسب برای: سیفیه

ملایر 50 سال پیش چگونه بود؟

در اطلاعات سرشماری سال 1335 و کتاب «ملایر و مردم آن» که در سال 1348 منتشر شده است، با اطلاعات جالبی درباره‌ی ملایر آن دوران بر می‌خوریم که توصیفی از ملایر در حوالی نیم قرن پیش است.

از جمله اینکه ملایر با حدود 21 هزارنفر جمعیت، دارای 4396 واحد مسکونی است. در تمام شهر فقط 82 ساختمان آجری وجود دارد که عمدتاً  در اطراف پارک سیفیه قرار دارند. بقیه‌ی خانه‌ها هم از خشت و آجر یا خشت خام ساخته شده اند. مسیر ملایر به همدان و بروجرد آسفالت است اما مسیر ملایر به اراک هنوز آسفالت نشده است.

در ملایر 12 دبستان و 3 دبیرستان پسرانه و 5 دبستان و یک دبیرستان دخترانه وجود دارد. مجموعاً هم فقط 50 درصد مردان و 20 درصد زنان سواد دارند. یک سوم دختران در سن 15 تا 19 سالگی و مابقی نهایتاً تا سن 24 سالگی ازدواج می‌کنند.

ابراهیم صفایی در کتاب «تاریخ ملایر» که در سال 1339 منتشر شده است، می‌نویسد: «بیشتر ده‌های ملایر خرده مالک هستند. مالک عمده در ملایر خیلی کم است و اغلب در طهران زندگی می‌کنند و هدف عمده‌ی آن‌ها بهره‌برداری از دسترنج دهقانان محروم و گرسنه‌ی ملایر است. محصول عمده‌ی ملایر انگور، گندم، جو، ذرت، بادام و گردو است. اقسام میوه‌ها در ملایر فراوان است، اما از نوع مرغوب آن نیست. در ملایر نوعی خربزه به عمل می‌آید که به «میرپنجی» معروف است. این خربزه در پاییز به دست می‌آید و بسیار لطیف و شیرین است. نصف پوست آن سبز و نصف پوستش سفید است. پوست آن به نازکی کاغذ است و در هیچ کجای ایران نظیر ندارد. صادرات ملایر هم کشمش، باسلق، چوب، فرش، بادام، گردو، گندم، جو، پوست، پشم و کتیرا است».

ضمناً از توضیحات او در می‌یابیم که در آن زمان، ملایر دارای یک کارخانه‌ی قوی برق، یک کارخانه‌ی یخ مصنوعی (تولید یخ) ، یک کارخانه‌ی کبریت‌سازی با نام «کبریت فرشته»، یک کارخانه‌ی چوب‌بری، چند آسیاب جدید، چند کارخانه‌ی صابون‌پزی، چهار کارخانه‌ی مخصوص خشک‌بار، چند کارگاه فرش‌بافی، یک چاپ‌خانه و یک کارخانه‌ی مشروب سازی به نام «شرکت باده» (احتمالاً از انگور ملایر) بوده است. دو بیمارستان هم با نام‌های «سیفیه» و «فخریه» در ملایر مشغول به کار بوده‌اند.

 

منابع:

ابراهیم صفایی، تاریخ ملایر، چاپ شرق، ص10، 11 و 13.

جواد جعفری، ملایر و مردم آن، چاپخانه‌ی چهر، 1348 شمسی، ص28، 53 و 54.

سیف‌الدوله که بود؟

سیف‌الدوله فرزند عضدالدوله پسر فتحعلی شاه است که طی چند دوره حاکم ملایر بوده است. پس در واقع سیف‌الدوله برادرزاده‌ی شیخعلی میرزا محسوب می‌شود. او اولین بار در سال 1300 هجری قمری از طرف ناصرالدین شاه به حکومت ملایر و تویسرکان منصوب شد و فعالیت‌هایش مجموعاً موجب آبادی و توسعه‌ی بیشتر ملایر شد. از جمله در سال 1304 هجری قمری در شمال شرقی ملایرِ آن روزگار، در دامنه‌ی «کوه گرمه»، باغ وسیع و ساختمان‌های تازه‌ای با نام «پارک سیفیه» ایجاد کرد و سالیان سال، با صرف وقت و هزینه‌ی فراوان، تلاش کرد که این مکان به صورت یک گردشگاه عمومی و شهر کوچک و زیبا تبدیل شود.

در این پارک، یک مسجد و حمام در کنار ساختمان‌های زیبایی ایجاد کرد. به کوشش او پارک سیفیه دارای گل‌کاری‌ها، استخرها و خیابان‌های تمیزی شد. سیف الدوله یک مدرسه و بیمارستان نیز تأسیس کرد که در رشد شهر ملایر بسیار مؤثر بود.

در دوران مشروطه، توجه به مسئله‌ی ارباب و رعیتی و تملکی که سیف الدوله بر بسیاری از زمین‌های ملایر داشت، باعث شد که برخی از مردم ملایر او را مستبد بدانند و علیه او معترض شوند. به این ترتیب جمعی از مردم به حق و جمعی به ناحق به شکایت از او برخواستند. در این روزگار لشکرکشی‌ها و نبردهای مربوط به روزگار مشروطه ملایر را نیز تحت تأثیر قرار داد. سیف الدوله بر کنار شد و ملایر چندین بار مورد هجوم گروه‌های مختلفی قرار گرفت. در این هجوم‌ها پارک و مردم ملایر غارت‌گری‌ها و صدمات زیادی دیدند. مدتی بعد سیف‌الدوله برای دوران کوتاهی حاکم اراک شد و سپس با شکست هم‌فکرانش عزل شد و تحت تعقیب قرار گرفت. پارک سیفیه بار دیگر به غارت رفت و املاک سیف الدوله در تهران توقیف شد. پس از مدتی جریمه‌ی سنگینی از او گرفته شد و با رفع توقیف از اموالش به ملایر بازگشت. سیف الدوله بقیه‌ی عمرش را صرف جبران خرابی‌های پارک سیفیه کرد. در سال 1336 هجری قمری دوباره برای مدتی حاکم ملایر شد و سه سال بعد درگذشت.

او ضمن تعمیر و تجدید ساختمان پارک، یک مقبره بر روی تپه‌ای با صفا برای خود بنا کرده بود و چند روستا را برای نگه‌داری از پارک سیفیه وقف کرده بود.

 

منبع: ابراهیم صفایی، تاریخ ملایر، چاپ شرق، ص 51 تا 55.